پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
« كيچه» یکساله شد.

هم اكنون از ميلاد حضور « كيچه» يک سال مي گذرد، كيچه اي از ميان كيچه هاي دوازده هزارساله پاي در عرصه شبكه جهاني گذاشت و به پشتوانه تاريخ كهن نهفته در اين ديار، قدم در راهي نهاده و فراز و نشيب روزگار و پست و بلند زمانه را استوارتر از قامت ستبر «خورين» به آزمون طلبيده و مي رود كه با پاكي و زلال چشمه سارها ، ترنم دلنواز راستي و صداقت خويش را در پيچ و خم ايام جاري كرده و چونان گذشته، اين پيمان را مستحكم تر از پيش وفادار بماند و راي خويش را بر اين ميثاق استوار دارد.
درست است که میمند از دیر باز باقی مانده و درست است که آثار تاریخی بسیار گرانمایه ای را به ارمغان دارد، ولی هرچه به میمند بگذریم و هر چند بار که به دیدارش برویم هیچ نشانه ای از تمدن های درخشان این دیار کهن را نخواهیم دید.
میدانید چرا؟؟؟
اگر ميمند در گوشه و سكنجي ديگر قرار داشت ،تا به حال كوس آوازه اش و آواز صيتش در چار سوي گيتي طنين انداخته بود و تا به قاف ميرسيد صداي عشق از اين سنگ خانه كهن. وقتي به گوشه و كنار سرزمين پهناور ايران گذر ميكنيم ، مي بينيم كه ديار ما از نظر سابقه تاريخي و مناظر گردشگري و . . . در رديف بهترين مكانها مي تواند قرار داشته باشد ولي نداشتن بخت بلند و عدم وجود تبليغات مفيد و بي توجهي و... ، سبب گرديده كه در جايي كمتر نشانه اي از اين تاريخ مجسم به چشم آيد. و اين دردي است كه كه شايد دل هر دردمندي را به درد آورده و آه افسوس را در پس هزاران چرا بر ميكشد كه این سرزمین پاک و این دیار بکر ، مورد بي مهري و كم لطفي قرار گرفته و آنچه را که از گذشته باقي مانده در پرده ابهام باقي بماند، هزاران هزار منبع ارزشمند و قابل تحقيق و تعمق در اين ديار به یادگار مانده ، ولي جاي بسي تاسف دارد كه هنوز هم بر همگان ناشناخته است. همان وسايل ساده اي كه آميخته با هزاران سال فرهنگ در دسترس ميباشد: «سفتویی» با ترکه «مر» و «کمویی» با پوست «چپش» و «خوره ای» با موی بز و «خورجینی» با پشم بره صیفی و «دساسی» از جنس سنگ سياه و «کلیدونی» از چوغ (چوب) بنه و ..... از این قبیل و نشانه هايی از گنج های بیشمار این دیار كافي است كه با زندگي هاي سنتي، و پیران خون گرم و صميمي ما، آميخته اي را مي سازد كه در كمتر جايي مشابه آن را خواهيم يافت.
و اين ميسر نيست مگر به همت بلند تمامي دست اندر كاران و صاحب منصبان گرامي والا مقام كه در پي معرفي بهتر و شناساندن موثر تر اين ديار انديشه كنند.
«كيچه» حضور خويش را مديون دستگيري تمامي عزيزان است و براي ادامه بقاي خويش دست نياز به دامن همگان دارد و اميد ارشاد و راهنمايي را در سر ارادت خويش داشته و هر آنچه را كه از اين در رسد به ديده جان خواهد سپرد. «کیچه» جوي كوچكي است كه به همت شما رودها را سرچشمه اي خواهد گشت.
در اين سالي كه گذشت حضور دوستان گرامي و انديشمندان دلسوز و خوانندگان محترم و مراجعه كنندگان عزيز پشتوانه اي بود بر ادامه راه و نيز حكم تاييدي بود بر اين باور كه مي توان به اتفاق بر هر مشكلي فائق آمد و راه خويش را ولو در ميان سنگلاخ سرد «شيله ها» گشود كه آب را هم ماندن در يک نقطه سزا نيست و اين جنبش و بالندگي اجري است كه به همت تمامي عزيزان بزرگوار حاصل آمده و دريا در پيش رو خواهد بود.

